محمد حسين بن مهدى فراهانى
260
سفرنامه ميرزا محمد حسين فراهانى ( فارسى )
خاصه در آن جمعيت و ازدحام و قال و مقال . چنانچه ايرانى از كيف خود در آنجا منات بيرون آورد ، سالداتى ملتفت شد در كمال جلدى كيف را زد و برد . مقصود اين است كه بيشتر اسباب مسافر تلف مىشود و از ميان مىرود و آنچه هم كه باقى مىماند ضايع خواهد شد ، و چون كالسكه سر راه و شخص مستعد رفتن است ، بايد چشم از اشياء تلف شده بپوشد و اگر فرضا چشم نپوشد و معطل هم بشود و عرض و داد هم بكند هيچ ثمر نخواهد بخشيد و هيچكس به عرض او نخواهد رسيد . و به واسطهء بدى وضع اين گمركخانهء باتوم مسافرين در كمال سختى از اينجا مىگذرند و بدترين عقبات حجاج همين شهر است خاصه در مراجعت . بعد از آنكه مسافرين وضع اين گمركخانه را فهميدند مضطرب گشته بعضى از مردم كه در طرابزن آشنا و دوست داشتند اشياء خود را حتى لباس پوشيده شده را دوباره به طرابزن مراجعت دادند كه از آن راه اشياء آنها را تجار بفرستند . و برخى اشياء مختصرى كه داشتند از قبيل چاقو و غيره و فينه و تسبيح ، در ميان مخده و متكا و عمامهها و كلاهها و جيب و بغل خود پنهان كردند . پارهاى گرفتار آمده و به علاوهء گمرك جريمه دادند و اسبابشان هم غالبا ضبط شد . و در اينروز هركس هر لباس نو و پاكيزه كه داشت از ترس اينكه مبادا گمرك بگيرند پوشيد سهل است دو تا بر روى يكديگر پوشيدند . حاجى كه روز قبل با كلاه نمد و قباى پاره بود در اينروز دو توپ شالهاى مصرى بر سر پيچيده و جبه و قبا و جليقهء ماهوت پوشيده و ساعت در بغل گذاشته و عينك بر چشم و تسبيح كهربا بر دست داشت . طراران ايرانى و در اين شهر مصيبتى كه سختتر از عمل گمرك به جهت حجاج ايرانى است اين است كه چند نفر دلال ايرانى كه از كهنه اراذل و اوباشند ، در اينجا متوقف گشته و دو دسته شدهاند ، و هريك چند نفر اتباع دارند و مشغول راهزنى و اذيت حجاجاند . و اسامى رؤساى آنها از اين قرار است : تكران ارمنى ، كه اصلا ايرانى و گاهى وكالت قونسولگرى را در باتوم دارد . حاجى غلام ، كه ايرانى و در جزو سالدات و اجزاى گمركخانه شده . كربلائى محمد على ، مشهدى رضا [ و ] مشهدى على يزدى . اينها اولا پول تذكرهاى كه مرسوم نيست در اينجا داده شود ، به اصرار گردن مسافر و حاجى مىگذارند كه هر نفرى قريب دو تومان پول تذكره بدهند . ثانيا